شمس الدين محمد بن محمود آملي

مقدمه 14

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

وفات او در سال 753 در شيراز بود و در كتاب شد الازار آورده است كه مؤلف در آن شهر مدفون است . كتاب نفائس الفنون را ظاهرا در اواخر عمر تأليف كرده است و چون به فارس آمد آن را بنام شيخ ابو اسحق اينجو موشح گردانيد و انفاذ حضرت كرد و خود از حضور و خدمت عذر خواست گويا بسبب شيخوخت و ملال رغبت بمعاشرت نداشت . از تتبع نفايس معلوم ميگردد كه مؤلف هم مانند علامه حلى رحمه اللّه با همه وسعت علم و اطلاع بر فنون در هر يك چون مرد يك فن استادانه سخن ميگفت و در هيچيك فتورى از وى ظاهر نميشد در فروع فقهى موافق پنج مذهب محققانه بحث كرده است . و در تصوف گوئى سالك محققى است كه خود مراتب سير نفس را دريافته و از مناهل آن سيراب گشته است و علم تصوف را بشرح و تحقيق مفصلتر از ساير فنون شرعى ايراد كرده است . و در آنزمان تصوف قادح در فقاهت و علم و عدالت نبود و چنان كه امروز در ميان اهل سنت متشرع و متصرف با هم متفقند در آن عهد شيعه همچنين بودند . اولجايتو سلطان كه ابواب البر ساخت و از دستور علامه حلى ره تخلف جائز نميشمرد در سلطانيه جامع و مدرسه و خانقاه‌ها بنا كرد و هر روز سيصد دينار مصرف آينده و رونده و طعام و زاد و راحله خانقاه ميشد و سلطان ده نفر مدرس موظف كرده بود و بيست تن مرشد صوفى و جماعت بسيار از طلاب علوم دينيه و بيست تن معيد كه درس علما را تكرار ميكردند براى طلاب و خود علامه رحمه اللّه يكى از مدرسين ابواب البر بود . ابن بطوطه كه هم در زمان مؤلف بايران و عراق آمد گويد : ( صوفيان شيعى را ديدم متصدى بقعه مطهر امير المؤمنين عليه السّلام بودند و در حجرات اطراف صحن مقدس مأوى داشتند ) . در زمان سلاطين صفويه تصوف رائج بود و خود